مسموم خاطرات

Related Articles

 

 

روزی را می بینم ،
که ساده از تو بگذرم ،
همان قدر ساده که دوستت داشتم ،
آن روزی که انتظار بودنت را ،
در هیچ جای واژگانم ندارم ،
روزی که التیام زخم های مرگ باشد ،
و خیلی دیر نیست ،
که در هوای نبودنم ،
مسموم خاطراتم می شوی …
———————————
© فرهاد

اجرا با صدای: نارگل

More on this topic

Comments

  1. درود بر شما نمیدونم چند ساله که به صفحه شما سر میزنم از زمان پال تالک و شازده…، فکر کنم از اون روزها دوازده سال گذشته و من هنوزم عاشق دستنوشته های شما هستم از این همه احساس و تلاش شما ممنونم

  2. سلام جناب آقای سرنوشت
    فکر کنم همشهری باشیم کرمانشاهی نیستید!!!!!!!!
    تا به ابد عاشق دکلمه های شما

  3. سلام به شما
    متاسفانه به علت مشکلات کاری زمان کم دارم که امیدوارم به زودی رقت بشه
    با تشکر از شما

  4. دنیا را ببین چگونه تنهایی را به ما تحمیل می کند!
    روزی خواهد رسید که دنیا را هم کنار بگذاریم
    از پوسته بردگی خلاص شویم و آزاد باشیم
    از بندگی دنیا فرار کنیم
    اما بازهم دلمان برای هم می تپد
    انچیز که جدا نمی شود از ما مهریست که در دلمان بذر پاشیده ایم….

Comments are closed.

Advertismentspot_img

Popular stories